X
تبلیغات
رایتل

شرمسار

سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 10:47 ب.ظ

بیا که تیر نگاهت هنوز در پر ما ست

گواه ما پر خونین و دیده ی تر ما ست

دلی که رام محبت نمی شود  دل توست

سری که در ره مهر و وفا رود  سر ما ست

به پادشاهی عالم نظر نیندازیم

گدای درگه عشقیم م عشق افسر ما ست

میان سینه ی ما آتشی به نام دل است

که یادگاری گرانمایه ای ز دلبر ما ست

ز خاک پای تو شرمنده ام چه چاره کنم

بیا  ببین  که همین نیمه جان میسر ما ست

تو شمع بزم رقیبانی و نمی دانی

که در فراق دوست کشیدیم و زنده ایم هنوز

خدای را مگر از سنگ خاره پیکر ما ست

رسیده جان " فریدون "  به لب ز درد فراق

به کس چه جای شکایت که این مقدر ما ست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo